تبلیغات


   

حسادت آسمان و خفت زمین

بنام نامی حق

قلم زدن سختترین و دشوارترین کاراست آنهم بر وفق حق و حقیقت

زمانی بود و زمینی، چندین قرنی
بود که آسمان بر زمین حسادت می کرد و زمین بر او فخر می فروخت، آسمان به زمین رشوه
می داد که تا نگاه کوچکی بر داشته های زمینیان کند و بوی آنها را حس نماید، روزی
از همانروزهایی که نزدیک به ذی الحجه بود و همه آماده حرکت به دیار عشق به قبله
گاه ابراهیم خلیل و قربانگاه اسماعیل و عبادتگاه محمد، امام زمان، امام انس و جان
نیز همراه نزدیکان خود برای دیدار حق مهیا و رهسپار آن دیار گشت، ولی به دلایلی
سنت را شکست و قبل از اعمال طواف واجبی، حرم الله را ترک کرد، کاری که خدا به هیچ
یک از مامورانش چنین اجاره ای را نداده و نمی داد.

با شروع محرم آن سال و با گذشت
دهه اولش، دیگر زمین نای بلند کردن سر را نداشت، دیگر از فخر فروشیش خبری نبود، دیگر
زمین آن زمین ده، بیست، سی روز قبل و زمین سال قبل نبود، دیگر زمین خار شده بود و
از کرده کردگانش احساس حقارت می کرد.

آن جا بود که آسمان بالهایش را
باز کرد و با ندای «حسینه یرلر آغلار، گویلر آغلار، حسینه باش آچوب پیغمبر آغلار»
به استقبال امام و یاورانش آمد.

محرم آغاز بیداری، شروع دوباره
زندگی، پایان مرگ، روشنایی آفتاب، درخشش مهتاب

محرم آغاز زندگی و پایان بردگی

محرم حریم عشق، تکریم یار، محرم
دلدادگان

محرم روز آقایی بردگان و بردگی
آقایان

ماه ایثار و جاودانگی و آزادگی،
ماه عاشق و معشوق، ماه نگاه و نگر، ماه خالق و مخلوق

ماه نای و نی، ماه شمع و پروانه،
ماه حر و حریت، ماه دین و دیانت

ماه برادر و برابری، ماه صداقت و
شهامت و شجاعت

ماه حسن و حسین، ماه عباس و
ابوالفضل، ماه اکبر و اصغر، ماه علی و اعلی، ماه ابر و باران

هرساله طبق رسوم ده روز مانده به
محرم شامگاهان، زمان غروب مردان و جوانان بر اساس سن و قد دست در دوش هم، با صدای
بلند و با نای نی قدا می زند، شاخسی، واخسی (شاه حسین، وای حسین) گویان، عرش را به
لرزه در می آورند و ستارگان و سیارات و ماه و افلاک را به صف برای تماشا ردیف می
کنند.

هانسی گروهین بله مولاسی وار

شیعه لرین حضرت عباسی وار

حیدر مدد، حیدر مدد

ای ساقی کوثر مدد